هشدار براي مكانيك 84

Just another WordPress.com weblog

محمد جعفر میکده فریمانی می 7, 2008

دسته: عمومي — mech84news @ 8:18 ق.ظ

ممد جعفر میکده فریمانی

محمد جعفر میکده فریمانی

در مشهد متولد شد، نام و نام خانوادگی او برای خودش داستانی دارد گویی اجداد او کلا در کار می و مطربی بوده اند

 رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز                              تا داد خود را از کهتر و مهتر بستانی

 ولی او از همان آغاز کودکی شروع به مخالفت کرد و نام کوچکش را از جعفر پیمونه به محمد جعفر تغییر داد و اینگونه بود که “mjmf” به وجود آمد. او فعالیت های سیاسی خود را از دوران نونهالی با سرپرستی هیئت تحریم کنندگان پوشکهای اسرائیلی آغاز کرد و این راه را ادامه داد تا دست تقدیر او را در دانشگاه صنعتی شاهرود پرتاب کرد . او در همان دوران که همه ترم صفری و مشغول به گل چرخ بودند تنها در اتاق 54 نشست و تصمیم مهمی گرفت!!! من از حاجیلو چیزی کم ندارم و با استفاده از خاصیت مشهدی گری و استعداد خاصش و همکاری با سازمان های امنیت ملی و اطلاعات از بقیه رقبا پیشی گرفت و فرمانده بسیج دانشجویی شد . اولین اقدامی که بعد از فرمانده شدن انجام داد ، با هزینه بسیج دانشجویی یک تاکسی دربست گرفت و از فلکه سررسیدی خرید ؛ از آن روز به بعد، ممد 2 نفر بود ، یکی خودش و دیگری سررسیدش ! که حاوی اطلاعات طبقه بندی شده بود، از لیست دانشجوهای ستاره دار گرفته تا نظریه های اثبات نشده الیاس بالتازار!!!

 او تلاش های زیادی برای صاف کردن موهای خود انجام داد ولی به خاطر بافت مزخرف و تار و پود اسکاچی موهایش نتوانست کاری از پیش ببرد. او به همکاری با سازمان های مخوف و داشتن کدهای ویژه توانسته نمره برگه های سفید خود را تنها با نوشتن یک کد 28 رقمی به مینیموم 10 برساند و جالب این است که مشاهده شده با این دانش گسترده خود قصد شرکت در آزمون کارشناسی ارشد و قبولی در دانشگاه های تهران را دارد ( یعنی کد 28 رقمی تا این حد برش دارد!؟!   ) دشمنان مثل گذشته قصد در تخریب شخصیت منحصر به فرد (!!!) داشتند ، به گونه ای که چند بار تجمع هایی به وجود آمد و شعارهایی هم دادند : مانند تجمع خونین در ترم 2 ، پشت درب کلاس علم مواد :

 ” محمد میکده ، فرمانده فرمانده …”

برای شادی روحش بلند صلوات بفرست!!!

* * محمد جعفر ما گفتیم خودت واسمون عکس گوگوری مگوری بفرست خودت نخواستی!

 

نوروزتان پيروز!!! مارس 19, 2008

دسته: عمومي — mech84news @ 8:41 ق.ظ

mech84news برای همه‌ی دوستان مکانیکی سال خوبی را آرزو میکند!!!

امیدواریم در سال جدید مثل بولدوزر واحد پاس کنید!!!

 

مصاحبه اختصاصي mech84news با مهندس پورخادم!!! مارس 18, 2008

دسته: عمومي — mech84news @ 7:19 ق.ظ

—  سلام به بهترین استاد دنیا ، مهندس پورگادم(!!!!)

+++ سلام به مظلوم ترین قشر دنیا ، دانشجو ، که تحمل اساتیدی چون من رو می کنه .

—  مهندس اگه می شه یه تاریخچه کوتاه از زندگی خودتون بگید .

+++ من حسین پورخادم نمین هستم . در سن هفت سالگی در روستای نمین چشم به جهان گشودم(!!!!) . وقتی من دنیا اومدم روستای ما تبدیل به بخش شد و تا مرز مرکز استان هم پیش رفت ولی هم محله ای هایمان قبول نکردند و یک صدا فریاد می زدند : ” ما اردبیل نمی شیم، ما اردبیل نمی شیم ؛ مرکز استان شدن،خیانت است به استان  ، فرزند کمتر،زندگی بهتر(!!!) ” تا بالاخره مسوولین استان در برابر این استدلال های زیبا کمر خم کرده و دست از سر نمین برداشتند .

—  خیلی از دانشجوها هستند که مایلند مثل شما بشوند ؛ چه راهکارهایی رو برای این افراد پیشنهاد می کنید ؟

+++ همیشه سعی کنید کارهایی رو که بلد نیستید شروع کنید ، از بقیه بخواین! و اگر لازم شد تدریس کنید(!!!) مثل سوال امتحان درس طراحی . حسین پورگادم این کارها رو کرد که به مهندس پورگادم فعلی تبدیل شد .

—گفتيد طراحي! دوستان تماس گرفتند و در مورد نمره پروژه طراحي سوال كردند! گويا گفتيد 7-8 نمره داره؟!

+++من گفتم!؟

—بله!! سر كلاس و جلوي چشم 50 تا دانشجو!!!

+++ خب ميزنم زيرش!!!

— آیا شما دانشجویانی را در جمع مکانیک 84 می شناسید که بتوانند روزی به درجه والای مهندس پورگادم برسند ؟

+++ بله ، صد در صد ، این نمونه دانشجویان که بسیار زیاد هستند ولی در راس آن می توان از علیپورها ( چه با تراب و چه بدون تراب ) نام برد که هر دو ویژگی های مرا دارند. یکی در گفتار ( بدون تراب)  و یکی در رفتار ( با تراب) ؛ البته عزیزی هم در جمع شما وجود دارد که خود به همراه دوستش علاقه زیادی به کوهنوردی از قامت من را دارند.

— می شه بگید کی هستند ؟

+++ اسمش رو نمی دانم ، اما یه راهنمایی می کنم ؛ همان کسی که در کلاس حل مقاومت گفت 0.8 کوچکتر از 0.11 است و بر گفته خویش استدلال هم آورد.

— خوب بگذریم ، شنیده شده که شما بر خلاف تمامی دانشمندان که به زمان اهمیت زیادی می دهند ، بارها و بارها زمان را بی ارزش خوانده اید و گواه بر کار خود را استفاده نکردن از ساعت بیان نموده اید ؛ می شه توضیح بدید ؟

+++ در یک جمله جوابتون رو می دم . اگه قرار بود من هم مثل بقیه باشم که به من مهندس پورگادم نمی گفتند و من رو هم رده با استاد اعظم پروفسور بالتازار نمی کردند.

— هر ترم زمزمه‌هايي مبني بر رفتن شما از دانشگاه در ترم بعد شنيده ميشه! اما در عمل اتفاق نمي‌اُفته! لطفا توضيح بديد!!!

+++ اينا همه‌اش شايعه ست!! تازه با اردي خان و شهرام جون رفيق شديم!!! قراره سه نفري از دانشجوها امتحان بگيريم  در حد تيم ملي!! «علي داييش» هم خودمم!!!

— دیده شده شما در فصل های سرد سال ، پیراهن آستین کوتاه می پوشید ، دلیلتون از این کار چیه؟

+++ دو دلیل دارم : 1- من مهندس پورگادم هستم ، 2- می خواهم این طوری اعتراض خودم رو به سرمای هوا نشون بدم.

— کدام یک از بازیکنان فوتبال مورد علاقه شماست ؟ خارجی یا داخلی ؟

+++ علی رضا خمسه

— ببخشید گفتم بازیکن نه بازیگر !

+++ من هم بازیکن گفتم نه بازیگر .

— اگه می شه بازیگر (!!!) مورد علاقه خودتون را نام ببرید ؟

+++ استاد اسدی

— ببخشید ( !!!!!!!!!!!!!!! ) دلیل این علاقه ها از کجاست؟

+++ خودم هم نمیدونم ، ولی احساس می کنم شباهت های زیادی با من دارند ، چه از لحاظ ظاهر و چه از لحاظ باطن.

— از کدوم یکی از مسوولین دانشگاه بیشتر بدتون می یاد ؟

+++ نگهبان های سردر .

— شما دیگه چرا ؟

+++ چند باری به خاطر پوشیدن پیراهن های جلف و جویدن آدامس به صورت صدادار ، مرا راه نداده اند که با واسطه دکتر مغربی مسأله حل شد.

— تعجب می کنم ، چون ما دانشجویانی داریم که پیراهن قرمز ، شال سفید و کلاه های ناجور به سر می گذارند و تازه در چرت و پرت گفتن ، از شما وارد ترند ؛ ولی مانع از ورود آنها به دانشگاه نمی شوند.

+++ اه …….. کی ؟

— نمی شه اسمشو بیارم ولی راهنمایی می کنم ، یکی از دانشجویان مکانیک 83 که توهمی فانتزی در مورد صحبت های خودش دارد.

+++ هاها. امین……..

— اسمشو نیارید ، بیچاره آبرو داره .

+++ این رو باید از گلاب ( قلاب) آویزون کرد.

 — از صحبت با شما خسته نمی شیم ولی چه کنیم که باید رفع زحمت کنیم ؛ ولی بد نیست بدونید دهن ما سرویس شد تا از منشی تون وقت برای ملاقات بگیریم ؛ اگه می شه خط مستقیم تون یا شماره همراهتون رو لطف می کنید تا از این به بعد راحت تر بتونیم باهاتون در تماس باشیم ؟

+ اول بگید کدوم منشی من بوده ؟

—  ……………. ( این جمله محرمانه ست )

+++ دیگه به اون حل تمرین مگاو………..(I)  نمی دم ؛ شماره همراهم رو  بهتون می دم ولی به کسی نگید.

— ما می خوایم تو وبلاگ این مصاحبه رو بزنیم ، همه بچه ها می بینند .

++ اون طوری اشکال نداره ، ولی به کسی ندید ( !!!!!)

— چشم.

+++   0912126 بقیش یادم نیست ، از بچه ها بپرسید .

—  بله…….   لطف فرمودید .

+++ راستی من از چند نفر در مورد وبلاگ شما پرسیدم ، می گن تماس با شما حوصله می خواد ؛ می گن حوصله ایمیل فرستادن نداریم .

 — ایمیل واسشون سخته ، off  گذاشتن هم سخته؟؟؟ comment هم سخته؟؟؟ تو خبرنامه عضو شدن هم سخته؟؟؟

+++ نمی دونم . راه دیگه ای ندارین ؟

— به خاطر روی ماه (!!!) شما ، چشم . این mech84  ی های تنبل sms  که می تونن بزنن ؟

+++ آره . یکی از منشی های من رو با همین پیامک رسوا کردند .

— خوب . بهشون بگید از طریق ( فقط به صورت smsی ) 09367120432 می تونند با ما در تماس باشند . خوبه ؟؟؟ ضمنا در خبرنامه هم عضو شن! براي خبرنامه برنامه داريم!!!

+++ عالیه . من هم حتما عضو می شم تا با هم به من بخندیم .

—به عنوان حرف آخر اگر پيامي براي دانشجويان داريد بفرماييد!

+++ به همشون بگيد من بعد از عيد نميام ! خودشون كتابا رو بخونن، خرداد ميام ازشون امتحان ميگيرم! ممنون که من رو آدم حساب کردین و با من مصاحبه کردید .

— خواهش می کنم . وقت نمره دادن جبران کنید .poorkhdem.jpg

 

گمشـــده مارس 16, 2008

دسته: 1 — mech84news @ 8:34 ب.ظ

صاحب اين عكس به نام آقاي «سعيــد فرشي حقرو» از يك هفته پيش گمشده است! اين فرد دچار بيماري آلزايمر بوده و امتحانات «طراحي اجزا»‌ و «محاسبات» خود را نداده است!!!

از كساني كه اطلاعي از وي دارند تقاضا مي‌شود هرچه سريعتر اطلاعات خود را با ما در ميان گذاشته و دوستانش را از نگراني نجات دهند!! ضمنا به يابنده مژدگاني قابل توجهي داده خواهد شد!!!!

saeed.jpg
 

مظهر غيرت!!!! فوریه 27, 2008

دسته: عمومي — mech84news @ 10:22 ق.ظ

mmtzia.jpgImage and video hosting by TinyPic

در ابتدا از تمام دانشجویانی که حال و آینده خود را به خاطر ما دانشجویان بی بخار به خطر انداختند تشکر می کنیم و امیدواریم که اینان در این  راه الگویی برای سایر دانشجوها به ویژه دانشجویان دیگر mech 84 ی شوند ، امیدواریم که دیگر دانشجویان قدر راهی که شما باز کردید بدانند.

                                                                                    mech84news  

دوستان ما اعتراض کردند ، جواب نگرفتند ، در شهر تحصن کردند ، نتیجه نگرفتند ، در دانشگاه تحصن کردند ، نتیجه نگرفتند. دوباره در شهر تحصن کردند ، نتیجه نگرفتند. توسط گروه ضربت ، ضرب و شتم و بازداشت شدند ، اما باز هم نتیجه ای حاصل نشد.

عیب کار از کجاست ؟ چرا راه رفتن در مسیر حق تا این حد دشوار است ؟

یکی از دوستان حرف جالبی زد ، گفت : ” خدا رو شکر که حکومت ما طاغوت و باطل نیست که بخواهیم انقلاب کنیم ، چون فکر کنم خود امام زمان هم که باشه با این مردم نتونه انقلاب کنه! خوبه این هایی که تا این حد ترسو تشریف دارن تو محرم و عزاداری حسین با التماس از خدا می خوان که چی می شد ما هم جزو اصحاب امام بودیم ؟ فکر کنم اگه اصحاب امام حسین (بلا تشبیه) مثل  اینا بودن ، تو همون روز ورود امام به کربلا اون حضرت رو تحویل می دادن و می رفتن سراغ کار و زندگی خودشون ، فکر کنم یکی از دلایلش همینه که امام زمان ظهور نمی کنه. “

دانشجویان و مسئولانی که این مطلب را می خوانید ؛ فکر کنید ، اقدام کنید ، شاید اگر در فردای خود به این نتیجه برسید دیگر دیر باشد.

فکر کنید همین الان ، همین جا.

مسئولین محترم ، شک دارم که اسم مسئول لایق شما باشد!؟؟ مسئول مسئولیت دارد ، شما چه مسئولیتی دارید ؟؟؟ البته شاید تعریف شما از مسئولیت چسبیدن به میز و حفظ آن به هر صورت باشد ، که با این دیدگاه شما بهترین مسئولان هستید!

دکتر مرادزاده ، دکتر نیکوفرد ، دکتر عامریون ، حاج آقای الماسی ، آقای مزینانی ، آقای واعظیان ، آقای صادقی ، آقای منتظری و باقی مسئولین ، چگونه می توانید در کنار خانواده های خود بنشینید و در نهایت آرامش ، از بودن در کنار آنها لذت ببرید ، در حالی که به مسئولیت خود خیانت می کنید و آرامش را از عده ای دانشجو و خانواده های آنها ربوده اید ؟

دکتر مرادزاده چگونه فرزند خود را در آغوش می گیری در حالی که فرزندانت ساعت ها در جلوی دفتر تو یک صدا حضور تو را خواستار شدند ، اما تو از آن اتاق کذایی حتی سر بیرون نیاوردی ، البته شاید گاه گاه از پشت پرده های اتاقت طوری که دوربین ها تو را شکار نکنند فرزندانت را نگاه می کردی.

 آیا این رسم پدر و فرزندی است ؟؟؟ اگر این است که پدری تا این حد بی اعتنا به فرزندان خود باشد ، بیل و کلنگ را به من بدهید تا با دستان خود قبر پدر را مهیا کنم.

برای شنیدن صدای کنار رفتن تو لحظه شماری می کنم

دکتر عامریون کاش آنقدر مرد بودی که از ترس دانشجوها در ساختمان خود را محبوس نمی کردی .دوست دارم این جمله را با صدایی بلند که ریشه در درونم دارد به تمام دانشجویان بگویم که : ” شرمنده از آنم که مسئولین دانشگاهمان تا این حد بی غیرتند. “

وای بر غیرت آنهایی که دیدند و چشم بستند.

وای بر غیرت آنهایی که شنیدند و دست بر گوش نهادند.

وای بر غیرت آنهایی که ندای هل من ناصر را خواندند ، اما در آن لحظه سواد را فراموش کردند.

وای بر غیرت آنهایی که اشک دانشجو را دیدند و گفتند :” به راستی که او حقش بوده ، حتما صحبت سیاسی کرده ، ما که نمی دانیم.”

وای بر غیرت آنهایی که بی اعتنایی مسئولین دانشگاه  ، بویژه رئیس دانشگاه ، به دوستان خود را دیدند و بی اعتنا از گوشه ای گذشتند.

وای بر غیرت آنهایی که گفتند :” به ما چه مربوط . اگر نمره ای بگیرند به ما هم می رسد ، اگر هم نگیرند به آنها ضرر می رسد و ما در امانیم.”

وای بر غیرت آنهایی که ذلت دانشجویان صنعتی در سالن دانشگاه آزاد را – به علت بی توجهی مسئولین دانشگاه – دیدند و شنیدند ، اما طوری رفتار کردند که گویی اصلا دانشجو نیستند.

وای بر غیرت آنهایی که از کنار متحصنین با خنده های درد آور گذشتند در حالی که کباده عقل و بزرگ بودن را می کشیدند.

وای بر غیرت آنهایی که همیشه و همه جا دم از آزادگی  و مردانگی می زدند ولی در صحنه عمل خوب پست بودن شخصیت خود را نشان دادند.

وای بر غیرت آنهایی که رفتار توهین آمیز مسئولین و ضرب و شتم دانشجویان را تحت عنوان هدیه روز مهندس!!! دیدند و آرام ماندند.

وای بر غیرت آن مسئولانی که آن هنگام که – به قول خودشان – فرزندانشان در پشت درب های بسته خواهان دیدار آنها بودند ، خود را در اتاق های پوشالی محبوس کرده و همراه خود را مسئولینی شبیه خویش و تنها تکیه گاهشان را میز های پست خود قرار دادند.

وای بر غیرت مسئولانی که دندان حرص و  آز خود را در پوشش عشق به کار و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی قرار داده اند.

وای بر غیرت دانشجویانی که ترسو بودن خود را توجیح به بی نتیجه بودن عمل می کنند.

وای بر غیرت دانشجویانی که تنها با دیدن لنز دوربین محل را ترک کردند.

وای بر غیرت ما که گذاشتیم نام مقدس دانشجو تا این حد بازیچه بازی های سیاسی گوناکون و ذلیل کارکنان … دانشگاه مان شود.

وای بر عقل ، دل و غیرت کسانی که این را بخوانند و باز هم در خواب باشند.                                                                                                                                                                                                                                    

                                                 سرزنده باشید 

Image and video hosting by TinyPic

 

صفحه آگهي فوریه 22, 2008

دسته: عمومي — mech84news @ 8:39 ق.ظ

 

دعوت به همكاري

به تعداد نامحدودي mech84ي ترجيحا پسر ، جهت همكاري با وبلاگ نيازمنديم! لازم به ذكر است از متقاضيان ، آزمون تئوري شامل كشف نكات مضحك در دانشگاه ، رعايت قواعد security در نوشتن مطالب و ارائه خبرهاي دست اول گرفته خواهد شد. همچنين متقاضيان بايد دوره‌هاي آموزش عملي شامل نم پس ندادن زير انواع شكنجه ، و توانايي فرار از خشم ضايع‌شدگان را بگذرانند .

 

تبليغات

سيالاتي‌ها ، جامداتي‌ها ، اساتيد مكانيك ؛

براي عيدتان برنامه وي‍‍ژه‌اي داريم!!!!

-اهداي تمشك طلايي به بدترين استاد دانشكده به انتخاب خود شما!!

-نمايشنامه «غوغاي عشق در مكانيك» (قابل توجه دوستان بي‌جنبه! اين نمايشنامه كاملا تخيلي است)

-نامه سرگشاده به دكتر مرادزاده پس از نامه تاريخي به دكتر مغربي

و صدها برنامه ديگر از mech84news.persianblog.ir

 

پيام تبريك

دوست گرامي

جناب آقاي مهندس حامد خاني

بازگشت شما از عسلويه ، قلب تپنده اقتصاد كشور را گرامي ميداريم!

 

اطلاعيه مهم

وبلاگ جديد  mech84 افتتاح شد! از اين پس علاوه بر سرويس persianblog ميتوانيد از سرويس wordpress استفاده كنيد! آدرس جديد وبلاگ ؛ www.mech84news.wordpress.com

هر دو وبلاگ همزمان update خواهند شد!!!

 

اطلاعيه آموزش

دانشجوي محترم به شماره دانشجويي 8413001 نظر به نامه‌ي عذرخواهي از شما به دليل اشتباه در گزارش تخلفاتتان ، از اين پس مي‌توانيد با خيال راحت تخلف كنيد!!!

 

كلاس انشا فوریه 12, 2008

دسته: عمومي — mech84news @ 8:52 ق.ظ

موضوع انشا این هفته : گاز بهتر است یا دانشجو ؟

به نام الله پاسدار خون شهیدان که با خون پاکشان درخت انقلاب را یاری کردند.

زمستان امسال هوا خیلی سرد شد و برف آمد . هوا آنقدر سرد شد که گاز ما قطع شد . بابایم می‌گفت : تقصیر این ترکمنستان است ! و تازه دانشجوها تعطیل هستند ، وگرنه اگر آنها باشند ، این یک ذره فشار گاز را هم نداریم و مجبوریم همه از گاز طبیعی برای گرم کردن محیط استفاده کنیم ! پیش خودم گفتم :یعنی گاز طبیعی چه می تواند باشد؟؟؟؟؟

هوا خوب شد و گاز ما دوباره آمد ! اما ما فهمیدیم که دانشجوها هم چند وقت دیگر می‌آیند . سر کلاس آقا معلممان گفت اگر دانشجوها وارد شهر شوند و گاز مصرف کنند فشار گاز دوباره کم می‌شود و حالا خر بیار و باقالی بار کن! ( به خدا من میدانم خر فحش است ولی آقا معلممان خودش گفت!) من با افتخار به پدرم ، جمله او را به خاطر آوردم و رو به معلممان (به نیت خوردن پاچه معلم ) کردم و گفتم : آقا معلم ، آیا ما نمی توانیم از گاز طبیعی استفاده کنیم؟؟؟او نگاه معنی داری به من کرد و از من پرسید چه کسی این را به تو گفته است ؟من هم با اقتدار گفتم : پدرم .احساس می کنم آقا معلم جا خورد و زیر لب این جمله را گفت : خدا رو شکر که ما از سوخت مایع یا جامد استفاده نمی کنیم .

گاز چیز خوبی است ، در مدتی که ما گاز نداشتیم بخاریهایمان خاموش شد! و خیلی سردمان شد‌! مامانمان ، من و مهدی و زینت را مجبور می‌کرد که در خانه کاپشن بپوشیم ! و بازی کنیم . من ، خودم وقتی مهدی را زدم چون لباسم سنگین بود نتوانستم فرار کنم و مهدی مرا گرفت و گل مرا حسابی ورز داد ! تازه شانس آوردم زینت یار من بود !

من گاز را خیلی دوست دارم ، کاش همیشه گاز باشد تا ما بتوانیم بخاریمان را تا آخر زیاد کنیم ، و بتوانیم آزاد و بدون لباس در خانه بگردیم ! مامانم می‌گوید تا کی باید لباس کثیف سه تا بچه را بشویم!؟ و به همین دلیل بر ما لباس اضافی تن نمی کند . تازه آدم وقتی لخت باشد راحتتر می‌تواند از دست مهدی فرار کند !!

اما من وقتی از بابا و مامانم پرسیدم که گاز بهتر است یا دانشجو ! آنها مرا روشن کردند و فهمیدم که ای دل غافل!! من چقدر ساده بودم که فکر می‌کردم گاز بهتر است!!!

بابایم راننده تاکسی است و تو خط فلکه- دانشگاه است یعنی بود!!! او هر شب برای من و مهدی و زینت شکلات می‌خرید( او فکر میکرد که ما نمیفهمیم گدابازی در می‌آورد وبه جای «رامتین» که هم ما  وهم یکی از استادهای دانشگاه صنعتی دوست داریم برایمان شکلات 50 تومنی میخرد) ، اما از وقتی دانشجوها از شهرمان رفتند ، دیگر مسافر ندارد و برایمان شکلات نمی‌خرد! تازه! من دیروز که با نگار حرف می‌زدم میگفت بابای او هم دیگر برایش شکلات نمی‌خرد و همه‌اش تو خانه با مامانش دعوا می‌کند ، البته بابای نگار تاکسی ندارد ، توی فلکه یک ساندویچی دارد که اسمش «کپل» است . پدر نگار اضافه کرده است به همین خاطر امید به زندگی در خرها افزایش پیدا کرده است چون دیگر ساندویچی ها سفارش ذبح خر نمی دهند .

نگار می‌گفت : عمویش از وقتی دیگر دانشجو در شهر نیست کافی‌شاپش را تعطیل کرده ، بچه‌هایش به جای شکلات ، کتک می‌خورند!!! من فرق کافی‌شاپ و کافی‌نت را نمی‌دانم اما میدانم که هردوشان وقتی دانشجو نباشد تعطیل می‌شوند !

بابایم می‌گفت از وقتی دانشجوها رفتند بجز تاکسی‌دارها و کافی‌نتها و ساندویچی‌ها ، روزنامه‌فروشها و سوپریها و بیلیاردیها  و آدامس‌فروشهای فلکه و ……  هم بدبخت شدند! بابایم می‌گوید از همه بدتر، وضع دو تا آقا به نام «باطنی» و «حسین‌نیا» است که پیمانکار سلف‌سرویس دانشگاه صنعتی‌اند!

من فکر می‌کردم همه‌ی اینها را یکبار در خواب دیده بودم اما دیروز فهمیدم که این جریانات همان حکایت تابستان‌هایمان است!! اما تابستان ما گرمیم و نمی‌فهمیم!

من فهمیدم گاز اگرچه خوب است ، اما دانشجو خوب تر است!

کاش دانشجوها بیایند تا همه‌ی باباهای شاهرود بتوانند برای بچه‌هایشان خوراکی های خوشمزه بخرند!!

کاش دانشجوها بیایند تا داداش اکبرم بتواند توی خیابان 22 بهمن به دختر دانشجوها تیکه بندازد (البته دادشم نیتش خیراست و قصد ازدواج دارد )!!!

خدایا! بگذار دانشجوها بیایند! من هم قول میدهم که دیگر زنگ خانه دانشجو ها را نزنم!

قول میدهم به حرف مامانم گوش کنم و  با کاپشن در خانه بازی کنم!!

بابایم هم قول می‌دهد دیگر با دانشجوها دعوا نکند که چرا تا بوق سگ صدای آهنگشان بلند است!!!!

از پسر خاله ام – مهدی – قول می گیرم که سفارش دانشجوهای نیازمند را به هنگام تحویل دادن نمره حل تمرین مقاومت (1) به مهندس پورگادم بکند!!!

سوال بنیادی :

چرا با وجود تمامی این سود هایی که دانشجوها به شهرمان  می کنند ، حس دانشجو ستیزی در خون تمامی مردم این شهر بویژه کارکنان و اساتید دانشگاه  وجود دارد؟؟؟؟؟

نمره انشا …………………………………………………………..  - 0 -

توضیح آقا معلم : در این انشا از جامعه دانشجویان به نیکی یاد شده است ، پس هنوز این بچه بزرگ نشده است تا حقایق را ببیند در نتیجه باید درس را دوباره بگذراند .

 

امتحانها ؛ شايد وقتي ديگر!!!! ژانویه 22, 2008

دسته: عمومي — mech84news @ 8:21 ب.ظ

هر دم از اين باغ بري ميرسد!!

به smsهايي كه ساعاتي پيش به دستمان رسيد، توجه مبذول فرماييد!

*Agar ta konoon dars nakhandeid negaran nabashid !

Emtehanate payane terme daneshgahe san:tie shahrood baz ham be tavigh oftad!

*Emtehana baz ham aghab oftad… ajab!

ما كه نفهميديم بايد خوشحال باشيم يا ناراحت! يه تعارفي به ننه‌سرما زديم ، ولي انگار ننه‌سرما چايي دوم رو هم خورده و منتظر رختخوابه!! همينطوري پيش بره رسما ترم بعدي بايد 2 هفته بريم سر كلاس! آخرين اخبار اينكه شاهرود هنوز گاز نداره ! اما به توضيحات mech84news از وقايع اخير توجه مبذول فرماييد!!!

حميد‌ اميري‌لاريجاني و اميد رستخيز ؛ اينا اگه بيان شاهرود گاز ندارن، اگه شمال بمونن باز هم گاز ندارن! احتمالا وقتي خدا داشته شانسها رو تقسيم ميكرده اين دو تا رفته بودن تو صف مستراح! با محاسبات ما اگه يه پرنده بالاي ورزشگاه آزادي دو تا فضله بندازه پايين و اين دو موجود شمالي بين 100هزار نفر باشن، يكي از فضولات رو سرشون فرود مياد ، دومي هم صبر ميكنه تا سرشونو بيارن بالا تا بيفته رو صورتشون!!!

فعالاي سياسي دانشگاه ؛ آخر هم ديدين كه اين رئيس دانشگاه به فكر خودتونه! ديده درساتونو نخونديد و به جاي كلاس رفتن هميشه جلوي بوستان تحصن كرده بودين! و هميشه تو خبرگزاريها بايد جمعتون ميكرده! پس امتحانا رو عقب انداخته!  و الا ما كه خوب درسامونو خونده بوديم و منتظر امتحانا بوديم تا بزنيم تو گوش معدل 20!!!!

تركمنستان؛ اي پامادور! اي گوجه! اي گاز! بيا خر شو و گاز ما رو وصل كن!

ضمنا نظرسنجي يادتون نره!!!

اما ما خودمون رفتيم تو سايت دانشگاه و اطلاعيه رو در آورديم! و تقديم شما مي‌كنيم! حلا بريد و بياييد و بگيد mech84news بده!

اطلاعیه مهم

قابل توجه کلیه دانشجویان محترم دانشگاه صنعتی شاهرود

پیرو اطلاعیه قبلی دانشگاه صنعتی شاهرود در خصوص تعویق زمان امتحانات این دانشگاه از تاریخ 22/10/86 به 1/11/86 ، به اطلاع می رساند با توجه به سرمای شدید هوا و افت فشار گاز و نیز تقارن امتحانات با ایام سوگواری حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام ، طی هماهنگی های به عمل آمده از سوی مسؤولین محترم دانشگاه های شهرستان شاهرود با وزارت محترم علوم ، تحقیقات و فناوری و ستاد حوادث غیر مترقبه استان ، جهت رفاه حال دانشجویان عزیز؛

اولین روز شروع امتحانات دانشگاه صنعتی شاهرود
از دوشنبه 1/11/86 به تاریخ شنبه 6/11/86 تغییر یافت .


علیرغم تلاش های به عمل آمده در جهت رفاه حال دانشجویان ، از کلیه دانشجویان محترم درخواست می شود با فراهم کردن وسایل گرمازا و نیز همراه آوردن لباس های گرم و پوشاک زمستانی ، با مسؤولین دانشگاه همکاری نمایند .
ضمناً تأکید می گردد دانشجویان گرامی قبل از عزیمت به شاهرود از طریق وب سایت دانشگاه صنعتی شاهرود به نشانی www.Shahroodut.ac.irاز آخرین تغییرات احتمالی با خبر شوند .

با تشکر
احمد خدابخشیان
سرپرست امور روابط عمومی

 

سرما دانشگاه صنعتي شاهرود را تعطيل كرد! ژانویه 16, 2008

دسته: عمومي — mech84news @ 10:24 ب.ظ

لحظاتي پيش نفوذيهايmech84news از طريق شبكه‌هاي مخابراتي IR-TCI و IRANCELL خبري را بدين مضمون مخابره كردند:

Baraye salamatie nane_sarma ke emtehana ro ta 1 bahman be tavigh endakht, 7 ta salavat befrest va ino be 7 nafar dige send kon!
hatman peigire khabarha bashid!

به گزارش خبرگزاري mech84news پس از اعلام اين خبر، موجي از شادي وخوشحالي دانشجويان (مخصوصا از نوع شب‌امتحاني!) را فراگرفت!

Mech84news هم به نوبه خود اين واقعه بي‌نظيرو حماسي وعاشقانه را به همه‌ي مكانيك84ي‌ها وبقيه رفقاي دانشگاهي تبريك مي‌گويد! و سلامتي “ننه‌‌سرما”ي گوگولي را خواستار است!

به اطلاعيه‌‌اي كه هم اكنون از طرف دانشگاهيان دانشگاه صنعتي شاهرود به دستمان رسيد ، توجه فرماييد:

” بدينوسيله از همه‌ي هموطنان عزيز درخواست مي‌داريم تا پايان فصل سرما همچنان به مصرف بي‌رويه گاز ادامه دهند و در هدر دادن گاز كوشا باشند!!!!! ضمنا همينجا از ننه‌سرما دعوت رسمي خود را جهت تشريف‌فرمايي در خرداد وتير 87 (دقيقا وسط امتحانات ترم بعد!) به شهر ” سرماپرور شاهرود” اعلام ميكنيم!!! بيا وبا قدوم مباركت بهار ما را زمستان كن!

زت زياد!

دانشجويان و كارمندان دانشگاه سنتي! شاهرود”

Mech84 جدا از شوخي اعلام مي‌دارد :

اي ملت!! كمتر گاز مصرف كنين! ازاول بهمن ما امتحان داريم! دلتون مياد وسط سرما با سوالاي طراحي و ارتعاشات و سيالات و… كل‌كل كنيم!!؟ با انتقال حرارت چه كنيم!؟ ما مثل tv قربون‌صدقتون نمي‌ريم كه كمتر مصرف كنين!اگه كم مصرف نكنين، پس از 120 سال كه مدرك مهندسي مكانيكمونو گرفتيم چنان ماشينايي مي‌سازيم كه از نظر آمار انفجار به پژوهاي ايرانخودرو بگن زكي!! حالا جرات دارين گاز هدر بدين! از ما گفتن و از شما نشنيدن!!!